مدت زیادی نبودم...

خرید بک لینک
بعد از مدت ها اومدم که باز شروع کنم,شروع کنم به توجه و تفکر به اتفاقات و اشخاصی که ب دلیل وقوع اتفاقات و ورود افراد جدید ب صحنه ی نمایش زندگی من ازشون غافل شدم.من اعتقاد دارم که صحنه ی زندگی من یا بهتر بگم صحنه ی نمایش دنیا,پره از نقش آفرینانی که ب اراده ی یک نفر من هم بازیشون میشم,توی این نمایش یک وظیفه و یک نمایش نامه ب من محول شده,,و من باید با استفاده از احساسم و قدرت ذاتیم نقشمو ب درستی بازی کنم تا این نمایش بزرگ که من یک عضو کوچیک در اونم,به خوبی اجرا بشه.در این بین هستن کسانی که حرفه ای و عاشقانه نقش ایفا میکنن و هستن کسانی که مبتدی و اهمال کارانه نقش ایفا میکنن و اون اشخاص اهمال کار و مبتدی همیشه از نقششون ناراضی ان,غافل از اینکه اونا توی این نمایش هستن چون ب خواست مدبر و خالق این نمایش بوده و هستن تا نه تنها در خودشون بلکه در همبازی خودشون تاثیر بذارن و صد البته در نحوه ی ایفای نقش خودشون و همبازیشون.دلیل مبتدی بودن این افراد,پیدا نکردن بهترین راه برای ایفای نقش و حتی گاهی پیدا و درک نکردن اون نقش برای ایفای نقش ه.دلیل اهمال کاریشون هم برمیگرده ب عدم توجه به حضور مدبر خالق اثر که همواره ناظر و شاهده.رفیق نمیدونم که کجایی در چ حالی یا چیکار میکنی,حتی راه ارتباطی ای هم وجود نداره که ازت خبر بگیرم,فقط امیدوارم که سر قولت باشی و هر چند وقت یکبار بهم زنگ بزنی برات بهترینا رو آرزو میکنم و ب خدا میسپارمت,که خدا بهترین حفظ کنندگان است(و الله خیر الحافظین).

ذهن من بزرگترین دارایی من است...

ما را در سایت ذهن من بزرگترین دارایی من است دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 7 تاريخ: چهارشنبه 21 مهر 1395 ساعت: 1:02

صفحه بندی